ميرزا شمس بخارايى

95

تاريخ بخارا ، خوقند و كاشغر ، بخارايى

مىكشت . اغلب بزرگان بخارايى از بيم جان ، خانه و عيال خود را گذاشته ، فرار مىنمودند و به شهر سبز رفته به حكمران شهر سبز پناه مىبردند . و اين بنده ميرزا شمس نيز در همراهى امير نصر اللّه خان وارد بخارا شده و از متابعين او بودم . ولى چون حال را بدين قرار ديدم ، تاب توقّف در بخارا نياورده به همراهى جمعى به شهر سبز فرار كرده و همه روزه جمعى از فراريان بخارا به شهر سبز مىآمدند . دانيال آتاليخ حكمران شهر مذكور به عموم پناهيان محبّت مىكرد و متحمّل مخارج تمام آنها مىگرديد ، تا اينكه مدّت يك سال بر اين منوال گذشت و عمر خان نيز در هرات در نزد كامران شاه به سر مىبرد و گاه گاهى از حالات خود به كسان خويش اطلاع مىداد . پس از اينكه سالى بدين طريق گذشت ، عمر خان با كامران شاه وداع نموده با پانزده نفر از متّصلان و نزديكان خويش كه در هرات نزد او مىزيستند ، از راه آندخوى به ميمنه و بلخ و كوندوز و قره تگين و كوهستانات به خوقند فرار نموده ، خود را به پناه محمد على خان حكمران خوقند رسانيد . پس نامه‌ها به كسان خود كه به شهر سبز فرار نموده بودند نوشته و آنها را به خوقند احضار نمود و كسان او پنج پنج و ده ده به نزد او مىشتافتند . اين بنده ، ميرزا شمس كه از بخارا به شهر سبز فرار نموده بودم با چند تن از راه حصار و قره تگين به خوقند عزيمت نموده ، پس از زحمتهاى بسيار خود را به آنجا رسانيديم و در جرگ همراهان عمر خان بوديم ؛ و محمّد على خان حكمران خوقند هر روز محبّتى ديگر نسبت به همراهان عمر خان نموده ، تحف و هداياى بسيارى هم به خود عمر خان مىداد . تمام مخارج ماها را متحمّل بود و به اندازه‌اى دربارهء پناهيان احسان مىكرد كه به تحرير در نيايد . به جميع سركردگان خود حكم نموده بود كه همه روزه نزد عمر خان به سلام حاضر مىشدند . به جميع همراهان عمر خان خلاع فاخره بخشيده داشت . محمّد على خان را ميل مفرطى به شكار طيور بود كه در هر مدّتى چند روز با باز و يوز و قوش و جمعيّت زياد به شكار مىرفت . از آن جمله شكارگاهى داشت و قلعه‌اى در آنجا بود كه آن را « يار مزار » مىناميدند و در هفده فرسنگى خوقند واقع است و در هر سال در فصل پائيز پانزده روز به آنجا مىرفت . امساله را بر سبيل معمول قصد قلعهء يار مزار و شكارگاه نمود و عمر خان را هم به همراهى خويش برد . عمر خان پنجاه تن از